Sacred spirit ... Anti Degliindiani d' America
هر آن چه راه مي رود
زمين تنها مشتي خاك در دستان قبايل است كه بر سينه به خواب رفته
بال هاي او را برگير و به آسمان پر بگشاي و يا خود را به مرغزار بيكرانه ي رنگين كمان بسپار
آن جا كه "اورگن" جاري ست و صدايي نمي شنود
خروش خود را مهار كن
تا آن گاه كه مردگان آنجايند و بيشماران روح يگانه از همان بدو آن جا ساكنند
تا آن زمان كه پرواز ساليان در رسيد و آنان را بر زمين افكند
اين جا ديگر مردگان سير مي كنند
پرهاي سفيد
تنها در انتهاي جهان
پرهاي نرم و سفيد هنگام غروب اين سو و آن سو
مي خرامند
تنها در انتهاي جهان
******************
اي كوره راه كهن كه بارها و بارها بر تو گام نهادم
از ميان صخره هاي باريك و سخت،
درست بر بالاي
كوه هايي كه دنياي شما پي افكنده شده صعود كردم
و از آن جا
سراشيبي و قامت بلند درختان سبز سر به فلك كشيده را
نگريستم.
و در سايه ي ارغواني آرام دره ها،
درست بر فراز نوك گنبدي شكل كاج هاي آلپ،
بر فراز
جلگه هاي شيب دار، جايي كه آفتاب برف ها را نرم مي كند،
و دست در دستان زمين به گل آرايی مي نشيند،
آرميدم.
"پاپاگو/ گري شايدر – كوه هاي سنت هلن – درياچه اسپيريت"
جایی برای " بعضي تر" از دل نوشته ها و بي شك "نا" مامنی برای روح ...