صدام دی شب در دادگاهی علنی به جرم سلاخی بشر به اعدام محکوم شد.

مردم با خوشحالی همدیگر را بغل کردند.

سازمان عفو بین الملل برایش تقاضای فرجام کرد...

 

ابزار سلاخی بشر را یواشکی پشت قلبم قایم می کنم. دکمه های پالتویم را می بندم و از خانه می زنم بیرون.

تلفنم زنگ می خورد ... یکی از بچه هاست که دلش برای مهربانی های من تنگ شده است و می خواهد در مهمانی آخر هفته بروم پیش شان تا خستگی این ترم را فراموش کنند.

با چاقوی جیبی ام نامه اش را باز می کنم ... کمی نگاهش می کنم و پاره اش می کنم و می ریزم اش توی جوب کنار خیابان ...

راهم را می کشم و در میان مردم گم می شوم ...